روزی نیست که یاد پسرعمه ام نیفتم...همبازی بچگی هام بود. 10 فروردین 34 ساله میشد...
دو تا پسر کوچیک داشت...طفلی زنش....
داره میشه چهل روز که پام ُ از خونه نذاشتم بیرون....بهار اومده اما دلمون بهاری نیست. تموم کارهای بیرون ِ خونه به پای همسره...خدا خیرش بده. تعطیلاتش هم از دیروز شروع شده اما خب چه تعطیلی ای؟؟
دلم واسه مامان و بابام یه ذره شده...از 3 اسفند دیگه ندیدمشون....
این مدت مامان خیلی اذیت.میشه و کارش به سرم و درمانگاه میکشه اونم توو این شرایط ویروسی...خدایا ختم بخیر کن
زن داداشمم الحمدلله دوران نقاهت رو.میگذرونه و حالش خیلی بهتره...خدایا شکرت
روزهای زندگی ما...ما را در سایت روزهای زندگی ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36